دوست من در تورونتو همیشه با من کلنجار می رود که همجنس گرایان بیمار هستند و نباید در جامعه عادی و نرمال ما آزادانه رفت و آمد کنند و حقوق یکسانی داشته باشند. من اما همیشه به او می گویم بودن با جنس مخالف و موافق یک انتخاب است و انسان آزاد می تواند هر انتخابی داشته باشد. تا زمانی هم که کسی در جامعه انسانی به دیگری آزار نمی رساند حق دارد هر گونه می خواهد زندگی کند. خواه همجنس گرا باشد یا دگر جنس گرا. همسر یکی دیگر از دوستان من هم می گوید این یک بیماری است و همجنس گرایان نرمال نیستند. چند نکته در اینجا به ذهن من می رسد. یک اینکه آیا ملاک ما برای نرمال بودن و نبودن انسانها می تواند انتخاب جنسی آنها باشد؟ دو اینکه آیا انتخاب همجنس برای یک رابطه جنسی و حتی زندگی کردن با او یک بیماری است؟ و اگر بپذیریم که بیماری است (که من مخالف این نکته هستم) آیا این بیماری به جامعه اطراف خود آسیب می رساند؟ اگر نمی رساند پس چرا باید آنها را طرد کنیم؟ و اگر آسیب می رساند این آزار در کجاست؟ نمود آن چیست؟ فکر می کنم ما اخلاقیات خود را در یک محدوده بسته قرار داده ایم و همه روابط آدمها را در همان محدوده می سنجیم.
ریشه همجنس گرایی می تواند بسیاری چیزها باشد که فکر کنم خانم مژگان کاهن بتواند بیشتر در این باره توضیحاتی بدهند. این ریشه هورمونی، اجتماعی، عکس العمل فردی، و یا تجربیات تلخ فردی با جنس مخالف هر چه باشد مسئله من دعوایی است که ما با افرادی به اسم همجنس گرا داریم و نگاه نا عادلانه ای است که در برخورد با آنها می کنیم. در مذهب اسلام که این موضوع شکل وحشیانه ای پیدا می کند و مجازات مرگ را برای این افراد در نظر گرفته اند. آن هم پرتاب از بلندی!! و جالب اینکه من همیشه فکر می کردم اگر در اسلام برای لواط (رابطه جنسی مرد با مرد) حکم مرگ را صادر کرده اند برای زنان همجنس گرا چنین حکمی وجود ندارد. نه اینکه اسلام در ریشه یک دین مرد سالار است در این مورد هم اصلا گمانی برده نشده است که دو زن هم می توانند با هم رابطه جنسی داشته باشند و فقط نگاه مردانه به آن شده است. حال سوال این است اگر دو زن همجنس گرا در یک جامعه اسلامی گرفتار شوند حکم آنان چیست؟
همانطور گه گفتم بخش وحشتناک آن مجازات این روابط است. انگار در شکنجه دادن آدمها به خاطر روابط جنسی اسلام همیشه جلودار است. زنی را تا کمر در خاک کنی و آنقدر سنگ بزنی تا بمیرد چون با مردی عشق می باخته و مردی را از بلندی پرتاب کنی چون او هم انتخابی دیگر گونه داشته است.
مدتی پیش بازیگر جوان سینمای آمریکا Heath Ledger در آپارتمان خود در گذشت. یکی از فیلم هایی که او بازی درخشانی در آن داشت Brokeback Mountain بود که به رابطه دو کابوی همجنس گرا می پرداخت. با دیدن بخشهایی از فیلم که بی ارتباط به بحث ما نیست یادی هم از این بازیگر می کنیم.
ریشه همجنس گرایی می تواند بسیاری چیزها باشد که فکر کنم خانم مژگان کاهن بتواند بیشتر در این باره توضیحاتی بدهند. این ریشه هورمونی، اجتماعی، عکس العمل فردی، و یا تجربیات تلخ فردی با جنس مخالف هر چه باشد مسئله من دعوایی است که ما با افرادی به اسم همجنس گرا داریم و نگاه نا عادلانه ای است که در برخورد با آنها می کنیم. در مذهب اسلام که این موضوع شکل وحشیانه ای پیدا می کند و مجازات مرگ را برای این افراد در نظر گرفته اند. آن هم پرتاب از بلندی!! و جالب اینکه من همیشه فکر می کردم اگر در اسلام برای لواط (رابطه جنسی مرد با مرد) حکم مرگ را صادر کرده اند برای زنان همجنس گرا چنین حکمی وجود ندارد. نه اینکه اسلام در ریشه یک دین مرد سالار است در این مورد هم اصلا گمانی برده نشده است که دو زن هم می توانند با هم رابطه جنسی داشته باشند و فقط نگاه مردانه به آن شده است. حال سوال این است اگر دو زن همجنس گرا در یک جامعه اسلامی گرفتار شوند حکم آنان چیست؟
همانطور گه گفتم بخش وحشتناک آن مجازات این روابط است. انگار در شکنجه دادن آدمها به خاطر روابط جنسی اسلام همیشه جلودار است. زنی را تا کمر در خاک کنی و آنقدر سنگ بزنی تا بمیرد چون با مردی عشق می باخته و مردی را از بلندی پرتاب کنی چون او هم انتخابی دیگر گونه داشته است.
مدتی پیش بازیگر جوان سینمای آمریکا Heath Ledger در آپارتمان خود در گذشت. یکی از فیلم هایی که او بازی درخشانی در آن داشت Brokeback Mountain بود که به رابطه دو کابوی همجنس گرا می پرداخت. با دیدن بخشهایی از فیلم که بی ارتباط به بحث ما نیست یادی هم از این بازیگر می کنیم.
.

2 نظرات:
emshab etefaghan ba madare mazhabim sohbati shod : goftam ke zani az nazare islam sotudas ke bi seda bashe , hamishe gush befarman bashe wa dar hemaghat , ya age chizi midune ke behtare nadune khafe she ! in zan baha , mahjub wa banuye nemune mahsub mishe ....age in zane khube , madar man mikham zane bade bad basham ,,,,,,rabeteye zan ba zan dar resaleye ma tabagh zadan namide mishe ke man hatta nemitunestam talafozehs konam ,,,wa miduni chera eslam be rabete zan o zan unghadr napardakhte chon zan ke dakhele adam nabud yek , dowom inke un moghe dildo nabud , arab be zehnesh nemiresid 2 ta chize saf mikhan chi kar konan waghti marde aran marufe be ,,,,,,(bi adab shodam ?)dusti migot in rabete zan ba zan kheili asabesho khord mikone , engar ham zane az tubre mikhore ham akhor (albate manzuresh bi ha budan )...wali man khoshhalam ke zanam , hade aghal hamjensgarayee ma maani dar tare ,,,waghti ba didane un monhanihaye badane zibaye zan mishe be eghma raft ! !!! newisande blog khun midune chi migam !!)chap nakonia enghelabi hasti ! sansur~!!!
نسرین جان، بخش اول حرفاتو که گفتی موافقم. اینها بخش مهمش به تربیت و تحصیلات (education) بر می گرده. تا وقتی این چرخه سنت و روابطی که بر اساس آن شکل گرفته پا برجاست زمان زیادی طول می کشد تا آدمها را همانطور که هستند بپذیریم نه آنطور که ما می خواهیم باشند. باهات موافقم که مذهب هم در محکم کردن این روابط سنتی تاثیر گذار است. در مورد dildo و این چیزا موافق نیستم در نقاشی های خیلی قدیمی و داستانهای موجود روابط سکسی به شکل آزادانه ای دیده می شود و این نمی تواند تنها دلیلی باشد که به آن اشاره نشده. اما اینکه اسلام اشاره ای نکرده همان که من گفتم و تو هم گفتی. چون اصولا عمل جنسی در اسلام یک عمل مردانه تصور می شود. بقیه حرفاتم حرف دل تو و خیلی ها است. اینجا از سانسور خبری نیست.
ارسال يک نظر